رادیو پروژه (قسمت دوم): مهارت های ارتباطی – تمرین های ساده و بسیار کاربردی

مهارت های ارتباطی
رادیو پروژه (قسمت اول): مهارت های ارتباطی – لحن صدا و تفاوت های آن
فروردین 10, 1395
مدیریت ارتباطات و شبه‌جزیره‌های پروژه
فروردین 27, 1395
نمایش همه

رادیو پروژه (قسمت دوم): مهارت های ارتباطی – تمرین های ساده و بسیار کاربردی

Radio Poroje-02

مهارت های ارتباطی

موضوع بحث قسمت اول رادیو پروژه عوامل تاثیر گذار در تفاوت سطح کارشناسان در بازار کار بود که به یکی از عوامل تاثیر گذار در بالابردن رتبه شغلی افراد اشاره شد و آن بالا بردن مهارت های ارتباطی است. در این فایل به ادامه صحبت های قبل پرداخته و محمد پیام بهرام پور چند تمرین ساده و کاربردی برای برطرف نمودن مشکلاتی که خیلی از افراد با آنها درگیر هستند، اشاره کرده است.

توصیه می کنیم به این فایل صوتی که روشهای افزایش توانمندی در خصوص مهارت های ارتباطی است گوش فرا داده و نظرات و پیشنهادات خود را در ادامه قرار دهید.

Arrow-pro_zps5c17d849

دانلود رادیو پروژه (قسمت دوم): مهارت های ارتباطی

 

پی نوشت:

در صورتی که فایل اول رادیو پروژه را تا کنون گوش نداده اید به منظور یکپارچگی مطالب ارائه شده در این فایل، توصیه اکید ما این است که به فایل اول گوش داده و سپس به این فایل بپردازید.

 

متن رادیو پروژه (قسمت دوم): مهارت های ارتباطی – تمرین های ساده و بسیار کاربردی

 

بهرام پور: به نام آنکه هستی نام از او یافت،

زمین جنبش، فلک آرام از او یافت

سلام دارم خدمت شما شنوندگان عزیز دومین فایل از مجموعه فایل‌های رادیو پروژه.

من محمد پیام بهرام پور هستم، مربی و مدرس سخنرانی و فن بیان از تیم مدیر پروژه و به همراه همکاران عزیزم که با شما سلام‌علیکی خواهند داشت، در خدمت تون هستیم در ادامه فایل قبلی که با هم صحبت کردیم در رادیو پروژه یک.

صحراییان: سلام دارم خدمت دوستان عزیز، بنده سید محسن صحرائیان هستم، خیلی خوشحالم که در خدمت تون هستم.
رییسی: به نام خدا من هم مهدی رئیسی هستم، خیلی خوشحالم که تو رادیو پروژه خدمت تون هستم.
بهرام پور: بسیار عالی، خوب یک مروری داشته باشیم بر روی صحبت قبلی، توی فایل یک راجع به این صحبت کردیم که به چند دلیل آدم‌ها از یک دانشگاه یکسان با تحصیلات یکسان و با نتیجه یکسان فارغ‌التحصیل می شن اما یه نتیجه مطلوب شکل نمی گیره، راجع به این چه صحبتی داشتیم، یک مرور خیلی کوتاه در حد یک دقیقه داشته باشیم
رییسی: بسیار خوب، پیام جان مثال‌های موردی هم گفتیم. هم محسن هم من و اون شرکت‌های کره‌ای فکر کنم تو سه قسمت، تقسیم بندیش کردیم. یکی بحث، بحثه اجرا بود، یکی بحث، بحث نرم‌افزار بود و بحث ارتباطی که شما زحمت کشیدید تو بحث ارتباطی، در مقوله‌ی لحن بیان صحبت کردید. فکر کنم تا اینجاش رفتیم آقا محسن.
صحراییان: بله درسته
بهرام پور: بسیار عالی، خوب، پس گفتیم یکسری ویژگی‌ها هست و رسیدیم به بحث مهارت‌های ارتباطی، یک قسمتی از مهارت‌های ارتباطی شد صدای ما که چه صدایی داریم. خب می دونید صداها میتونن خیلی گسترده باشن، خیلی حیطه‌های مختلفی داشته باشن. من براتون چند نمونه صدا رو اجرا می‌کنم، یعنی خود من، من بهرام پور می تونم سه نوع صدا داشته باشم.

(نکته: برای درک تفاوت صداها توصیه می شود به فایل صوتی این رادیو پروژه گوش دهید)

ببینید صدای اول دیافراگمی هست، صدایی که از عمق میاد، این صدا متعلق به منه و اگر من از اولین روز با شما این‌طوری صحبت می‌کردم براتون عجیب نبود ولی خوب این صدا یک مقدار پُره. یک سری فایده‌ها داره، یک سری بدی‌ها داره.

صدای دوم، صدای میانی هست، صدایی که یک مقدار بالاتر میاد؛ محل شکل‌گیری این صدا در قسمت بالایی است و صدای سینه‌ای یا صدای میانی بهش گفته میشه.

و صدای سوم صدایی هستش که اصطلاحاً میگن صدای توی سر، الآن اگر صدای منو از اولین بار می دیدین، باز صدا عجیب نبود چون متعلق به من هست منتها این صدا باز یکسری ویژگی‌ها داره، خوبی‌هایی داره، بدی‌هایی داره. بدیش فک کنم مشخصه، ۱۰ دقیقه این‌طوری باهاتون حرف بزنم، سردرد می‌گیرید. یک‌ذره تم زنگی داره، خب برمی‌گردم به صدای اصلی خودم، ببینیم این‌که اصلاً این صدا رو بفهمیم چطوری میشه داشت، من می تونم به‌راحتی این سه تا صدا رو پیدا کنم ولی عموماً کسی که روی صداش کار نکرده، اصلاً نمیدونه این سه تا صدا رو داره و این حداقل سه تا صدا هست و خیلی بیشتر هم میشه این اتفاق بیوفته.

خب حالا وقتی فایل رو گوش دادیم، تمرینی که جلسه پیش داشتیم باهم و راجع بهش صحبت کردیم، گفتیم که فقط یک‌بار گوش کنیم ببینیم که چه ویژگی‌هایی داره. گفتیم یک عده خودشیفته هستن، صداشون رو دوست دارن. یک عده هم نه دوست ندارن و طبیعی هستش که خیلی از صدامون خوشمون نیاد.

اما حالا چه چیزهایی رو دقت بکنیم در این فایل، اولاً شما تجربه‌ای داشتین از تجربه ضبط صدا و گوش کردین… شما که میدونم گوش کردین

رییسی: جالبه پیام، اگر که من اولین باره دارم سه تست صدایی که شما ارائه کردین، من اولین باره دارم مورد ۱ و ۲ ش رو، حالا ۳ یک مقدار نزدیک بود، جسارت بهت نشه، سرمونم درد نیومد، ولیکن دو تا سؤال، الف- کدوم یکی از این صداها خوبه؟ یعنی الآن شماره ۱، ۲، ۳ بخوایم بگیم، کدومش خوبه؟

 

صحراییان: یعنی درواقع نقاط قوت و ضعفی خودتون که گفتین، اگر امکانش هست…
رییسی:  ب- بعد هر کدومش برای جاییه، میخوام ببینم…
بهرام پور: ببینید، عموماً باید با صدای میانی کار بکنید، چرا با صدای میانی؟ به خاطر اینکه بیشترین گستردگی طیف رو داره؛ یعنی می تونید به‌شدت صدا رو بالا پایین کنید، می تونید لحنتون رو تغییر بدید و یک صدای گرم درعین‌حال دوست‌داشتنی داشته باشید. ببینید من الآن میام صدای دیافراگمی (این صدای اول)؛ من خیلی نمی تونم با این روی لحنم کار کنم، صدام یکنواخت میشه. حالا کاربرد این صدا چیه؟ شما می‌روید توی مغازه، توی بانک؛ بعد شخص سرش پایینه، میاید تو، بازم شخص سرشو نمیاره بالا، وارد می شید میگید: سلام وقت تون به خیر، وقتی این صدا رو می شنوه ناخودآگاه، می خواد ببینه این صدای پُر ماله چه آدمیه. ولی اگه من سر کلاس با این صدا صحبت بکنم، ظرف ۱۰ دقیقه شما خوابتون می بره چون یکنواخته.
رییسی:  خب پیام جان، این صدای شما دقیقاً شبیه صدای منه زمانی که رئیس کارگاه بودم، من اغلب وقتی می‌رفتم توی کارگاه…
بهرام پور: صدای شما، شبیه صدای منه، البته من…(خنده)
رییسی: من تو دفتر صدام، صدای عادی بود ناخودآگاه ولی وقتی داخل سایت می‌رفتم، سعی می‌کردم صدام رو شبیه صدای شما کنم، این درسته اصلاً چنین چیزی؟ چه اتفاقی میخواد بیوفته، میخوام ببینم کاری که انجام دادم درسته یا نه؟
بهرام پور:  ببینید بذارید من این‌جوری براتون بگم، توی یکی از کلاس‌های فن بیان، یک آقایی یک هیکل خیلی بزرگ داشت، خیلی بزرگ، یعنی خیلی ی بزررگگ بعد یک سبیل عالی بعد من فکر کردم این بنده خدا اینجا باشگاه بدن سازیه و اومده سر کلاس. از هر کی که پرسیدم برای چی تو این کلاس شرکت کردین، اون آقا هم من فکر می‌کردم که صدای ۱۰ برابر بم‌تر از صدای من …، گفت: (صدای ریز) من به این دلیل اومدم توی کلاس که وقتی تلفن صحبت می‌کنم، همه میگن خانم فلانی، خب اصلاً کلاس منفجر شد یعنی اون آقا با اون ابعاد با اون سبیل با اون جذبه و کت‌شلواری که تنش بود، بعد یک‌مرتبه یک صدای خیلی زنونه ضعیف و خب کل کلاس خندیدن، طبیعی‌ام بود برای این بنده خدا عجیب نبود. همه‌جا بهش می‌خندیدن. میخوام بگم صدا خیلی مهمه، من ۱۵ سالم که بود، با یکی از دوستانم به اسم معین، باهم کار می‌کردیم. به این صورت بود که تو زمینه‌ای که فعالیت می‌کردیم اول تلفنی صحبت می‌کردیم بعد جلسه حضوری میذاشتیم. معین یک صدای بسیار بم و قوی داشت که اصلاً اگر پای تلفن می‌شنیدید، (اون موقع ۱۴ سال، یک سالم از من کوچک‌تر بود)، می‌شنیدید صداشو، قشنگ می‌گفتید این یک مرد پخته ۴۵ ساله اس. قشنگ این حس رو داشتین.

همیشه تو مذاکرات تلفنی مون جلو می‌رفت و برنده می‌شد بعد موقع قرارداد حضوری که می‌شد من موفق بودم و اون عموماً موفق نبود؛ چرا موفق نبود؟ به خاطر اینکه اونا توقع یک آدم خیلی پخته داشتن بعد میومدن بچه‌ای که سبیلشم در نیومده نشسته جلو شون ولی با من صحبت می‌کردن همون حس رو داشتن. میدونستن نباید با یک آدم خیلی با سن بالایی باشه.

صحراییان: تیپ ظاهری باید با صدا…
بهرام پور: باید بخونه، اره دقیقاً باید بخونه. خب یعنی دو تا مثال،
رییسی: خب یعنی میشه؟
بهرام پور: میشه کار کرد، مثلاً همون آقا انتهای اون کارگاه، کامل من صداشو مدیریت کردم که تونست جای صدای بم رو پیدا بکنه، انتهای همون کارگاه دقیقاً، این صدا یک چیز عجیبی خدا آفریده یعنی واقعاً انواع سازهای کوبه‌ای، نمیدونم انواع سازهای بادی، همه این‌ها توی حنجره ما هست و کارهای خیلی زیادی میشه باهاش کرد به شرطی که بلد باشیم باهاش درست صحبت کنیم و کار بکنیم.

دیگه عموماً افراد یک خورده که صحبت می کنن خسته می شن ولی وقتی بدونیم واقعاً چطور از صدا استفاده بکنیم، اصلاً خستگی صدا معنی نداره. میدونید من کی به این ایمان آوردم؟ زمانی که من ۱۳ ساعت کارگاه داشتم تو یک روز! توی یک جمع صدنفره و دون میکروفون با صدای بلند حرف می‌زدم و آخرش که تموم شد، یک مهمونی هم دعوت بودم. ساعت ۱۰ شب که رفتم، قشنگ داشتم اونجا هم صحبت می‌کردم بدون اینکه بگم آب جوش بیارید و فلان و این‌ها …، وقتی درست با صدا کار کنید ولی وقتی درست با صدا کار نکنید، داد بزنید، از حنجره مایه بذارید به‌جای اینکه ازش استفاده بکنید، بله میشه مثله اکثر معلم‌هایی که می‌گفتن حنجرمون رو به خاطر شما پاره کردیم.

شما هم گویا خیلی شر بودین دوران تحصیل، حنجره‌های زیادی آسیب دیده، مثل همه دیگه اینجا، ببینید این صدا می تونه خیلی کار بشه و ما دوره‌های خیلی مفصلی داریم برای صدا، منتها اینجا بحث سخنران شدن نیستش یا گویندگی نیستش بخواهیم خیلی روش کار کنیم.

میایم میگیم صدامون باید یک حداقل‌هایی داشته باشه که قابل قبول باشه.

اولی‌اش بلندی صدا هست، چقدر صدامون بلند باشه، خوب هستش. ببینید یک موقع هست صدا خیلی کمه، صدایی که من دارم با شما صحبت می‌کنم. الآن این صدا خوبه یا نه؟ بستگی داره که کجا داره، یک موقع هست که من نشستم کنار همسرم یک حرف خیلی آرومی رو باهم دیگه… صدا اتفاقاً درسته. تو پارک، دو نفر حرف عاشقونه میزنن نباید داد بزنن، میخندیم بهشون.

عزیزم خیلی دوست دارم (با صدای بلند)… خنده داره دیگه. باید متناسب با شرایط باشه. از اون طرف، خوب مثلاً کار کارگاه، مثلاً شما میخواید با یک کارگری صحبت بکنید…

مثلاً زحمت می‌کشید شما تشریف بیارید اینجا چند لحظه…

رییسی:  و مطمئنا کارتو انجام می‌دادند.
بهرام پور: دقیقاً، قطعاً، برای بلندی باید بدونیم کجا چطوری اون بلندی رو داشته باشیم و عموماً مشکل ما، تو فرهنگ ما به خاطر فرهنگ خجول پرور کشور ما، یک بچه رو کی میگن بچه‌ی خوب،
رییسی: ساکت …
بهرام پور: ساکت ببخشید لالمونی گرفته یک‌گوشه نشسته، به بچه افسرده میگن عموماً بچه خوب و این تشویق میشه و الانم مخصوصاً دیگه فرهنگ‌های آپارتمان‌نشینی و خیلی چیزهای دیگه باعث میشه اصلاً حنجره نتونه بلند باشه برای خیلی‌ها مخصوصاً خونه هایی که تک‌فرزندی ان. اصلاً بچه فرصتی نداشته صحبتی بکنه. خونه های کوچک، توی مدرسه و هزاران دلیل دیگه… الآن مدارسی که جدید هستن خودتون دیدید، فضا خیلی کوچیکه، اصلاً زنگ تفریح ترجیح میدن بچه‌ها رو نیارن تو حیاط، باز اون حنجره استفاده نمیشه، استفاده نمیشه، میاد تو محیط کار، صداش هیچ‌وقت از این بلندتر نبوده، بنابراین حنجره اصلاً جواب نمی‌ده؛ و گوشم به صدای کم عادت کرده.

پس این‌که ما بتونیم بلندی درست و متناسب داشته باشیم اهمیت داره. حالا شما اگه تجربه‌ای چیزی دارین راجع به این بلندی …

رییسی: پیام جان، سه قسم صدا رو اجرا کردی و گفتی حد متعادلش …
بهرام پور: صدای میانی بهش میگن…
رییسی: خب یعنی، شد سه تا صدا میانی…
بهرام پور: اون وسطی، ببین یک صدای بم و یک صدایی که من الآن دارم باهاش صحبت می‌کنم. اون میانیه، یعنی نه بم نه زیر.
رییسی: مجاز هستیم تو موقعیت‌های مختلف، صدای متفاوتی داشته باشیم؟
بهرام پور: ببین تا چه حد، خیلی مهمه، مثلاً، یک موقع هست من دارم با شما صحبت می‌کنم (صدای میانی)، یک نفر صدام اینطوریه (صدای زیر)، نه مسلماً این‌طوری اجازه ندارم. ولی یک موقع هست یک‌بار پیش اومده، مثل همون مثال بانک که من گفتم. ولی اگر یکم تغییرش بدیم، مثلاً من الآن دارم تن هم با تن شما… و لبخند روی لبمه، می‌بینی؟ صدا یک‌ذره زیر شد، ولی مثلاً یک حرفی می‌زنی من ناراحت می شم و میگم که خیلی هم با شما موافق نیستم (صدای بم). یکم تغییر می کنه مجازه، ولی اینکه یک‌مرتبه زیاد تغییر کنه، نه.
رییسی: این شکلی نباید باشه، به اقتضای هر شرایطی، صدای خاص اون رو داشته باشیم. این‌طوری نباید باشه.
بهرام پور: نه این‌طوری نباید باشه، باید انعطاف و گرایش به اون صدا رو داشته باشیم.
رییسی: من فکر می‌کنم میشه به یک تعبیر دیگه گفت که چند شخصیتیه. اگر قرار باشه شما هرجایی بری یک‌صدایی داشته باشی. ببین من تو این موضوع قاعدتاً تبحر ندارم مثل شما، تو این موضوع شما صاحب سبک هستید. ببینید تو کارگاه، دو قسم نیروی انسانی هست:

یک قسمشون، من به‌واسطه اون مثالی که شما فرمودین من دارم عرض می‌کنم. نیروی انسانی هستن که تو ستاد نشستن تو کانکس‌ها هستن، پشت سیستم خودشون دارن کار اینترنتی انجام میدن. دارن اطلاعات رو میذارن، Report میزنن.

یک قسم دیگه اشون، یک بخش دیگه اشون، تو همون پروژه هستن ولی تو سایتن. دارن کار تحویل میدن، بالاسر کارگر وایسادن دارن آرماتور می‌بندند.

صحراییان: کفششون خاکیه.
رییسی: دقیقاً، کفششون خاکیه، حالا یک عده اشون به قول شما، مقابلش کفش واکس‌زده است. اون نفری که توی سایته اگه بیاد توی دفتر من اروم صحبت کنه، من ازش گله‌مند می شم. چرا؟ میگم به تعبیر من کارگر.
بهرام پور: شما الآن توی کانکس میشینی عموماً؟
رییسی: اره، منم جز…
بهرام پور: مفرحین بی‌درد به‌حساب میاین.
رییسی:  نه دو قسمش هستم؛ یعنی هم باید وایسم بالا سر کسانی که توی ستاد هستند هم حالا افرادی که توی سایت دارن کار اجرایی انجام میدن.

اگه اون نفر اجرایی بیاد تو دفتر من، آروم صحبت کنه من ازش گله‌مند میشم. من دارم مثالش رو می‌زنم، ولی اگر کسی بیاد تو دفتر کار من بشینه بگه: من دیتاها رو وارد کردم (صدای بم) می گم: ببین مهندس تو بدرد سایت می خوریا، مثالی که دقیقاً عنوان کردید، مصداق عینی‌اش توی کارگاه اتفاق میوفته، بلندی صدا شرایطش بستگی به پست سازمانی شما داره. ستادی، مسئول فنی، ستاد حالا باید ملایم …

بهرام پور: متناسب نه حالا آروم، بی جونم نه…
رییسی: ولی اون کسی که توی سایته، اگر پروژه‌ای باشه که من رئیس کارگاهش باشم، من ازش توقع دارم که نه با تن صدای خیلی بلند صحبت کنه، مطمئن باشم که داره یک کار مثلاً بالای سر کارگر من وایساده، کار رو میتونه راحت به ناظر یا کارفرما تحویل بده و من خیالم بابت این موضوعات راحت میشه.
صحراییان: پیرو صحبت مهدی، من فکر می‌کنم مثالم رو بیارم توی دفتر مرکزی، خب میدونیم تمام پروژه‌ها از یک دفتر مرکزی هدایت میشن که عرفا توی تهران یا توی مراکز استان‌ها پخش شدن و از اونجا هدایت میشن.

توی این دفاتر مرکزی، معمولاً مدیران پروژه هستن، مدیران ستادی هستن که اونجا مشغول فعالیت هستن. شما فکر کنید توی جلسه‌ای که مدیرعامل نشسته، اعضای هیئت‌مدیره نشستن و مدیر پروژه میخواد در رابطه با پروژه‌اش اطلاعات بده. اگر قرار باشه که بیاد با همون تن صدای خیلی زیر اطلاعات رو بخواد در اختیار مدیرعامل بذاره،…

بهرام پور: با صدای اروم و پایین…
صحراییان: اره، با صدای اروم و پایین، بخواد اطلاعاتش رو در اختیار مدیرعامل بذاره، اصلاً اون گیرایی خودش رو نداره و باید همون طور که مهدی گفت محکم و باصلابت کامل و با اطمینان در رابطه با اطلاعاتی که داره و ارائه میده به مدیرعامل به اعضای هیئت‌مدیره، صحبت کنه و ارائه بده.

من فکر می کن این مثال هستش که معمولاً توی دفاتر مرکزی سازمان‌ها به همچین چیزهایی بر خواهیم خورد.

رییسی: پیام، باز میشه در قالب سؤال عنوانش کرد، نمیدونم شاید جو غالب توی کارگاه ما این شکلیه، شما وقتی توی جلسه با کارفرمات می‌نشینی، یک میزانی بلند صحبت کنی، این دوستان بهشون این شکلی صحبت کنی، انگار مثلاً طلبکاری ازشون. اونجا من تعجب می‌کنم. اونجا چه اتفاقی باید بیوفته؟

یعنی شما کارفرمات نشسته، میخوای بلند صحبت کنی، اون صلابت تو کلامت باشه، بدونی عقبه کارت محکمه، کار اجرایی قوی انجام دادی، میخوای پرزنتش کنی… حالا بعضی از دوستان… یک دوگانگی اونجا اتفاق میوفته، یعنی اون چیز متناسبی که شما می گید رو

صحراییان: یک مطلبی رو بگم…عموماً دانشجوها وقتی فارغ‌التحصیل میشن …میخوان برن سر کار، یک مرحله شون مصاحبه هستش…
بهرام پور: مصاحبه استخدامی
صحراییان:  مصاحبه استخدامی هستش، باید برن اونجا، من تجربه خودم رو دارم میگم. اون سالهای اول رو که می‌رفتیم مصاحبه، من موقع ای که محکم صحبت می‌کردم باصلابت صحبت می‌کردم، یک جورایی می‌گفتم که من به کارم اطمینان دارم و اون شخص رو متقاعد می‌کردم که من برای اون کار متناسب هستم.
بهرام پور: بله…
صحراییان: من فکر می‌کنم که دانشجویانی که می خوان برن جلسه مصاحبه، این فرمول رو رعایت کنن بد نیستش که باصلابت صحبت کنن، مطمئن صحبت کنن.
رییسی: بذار من مثال بزنم …، یک بنده خدایی اومده بود واسه مصاحبه که بیاد مشغول بکار بشه توی پروژه، خیلی جالب بود، این‌قدر قشنگ صحبت می‌کرد، صریح صحبت می‌کرد، باصلابت که من متقاعد شدم که این دوستمون کاراش رو خیلی خوب بلده، خیلی خوب می تونه از عهده اون مسئولیتی که من بهش می‌سپارم بر بیاد که خوب من مطمئن شدم. اومدیم درباره حقوقش صحبت کردیم. درباره حقوقم به یک تفاوقی رسیدیم. اومد رفت مشغول به کار شد، میدوی پیام جالبش چی بود؟ بعدازاینکه مشغول به کار شد، یک ماه بعدش بازخورد گرفتم دیگه، ببینم داره چیکار می کنه. من حسم این بود اون چیزی که استنباط کردم ۲۰ درصد از اون چیزی رو که گفته بود رو نمی تونست اجرا کنه (بماند این‌که من چه تصمیمی گرفتم، گفتم که کتاب‌های آموزشی، دوره آموزشی و… چون من وقت نداشتم به دوستان گفتم کتاب‌های آموزشی بهش بدین، هماهنگ باشید، ازشون اطلاعات بگیرید، تبادل اطلاعات داشته باشید). من داشتم به این فکر می‌کردم چرا من می تونم به یک نفر اطمینان کنم. چرا؟
بهرام پور: فقط صدا …
رییسی: اره خیلی جالبه
بهرام پور:  و اون اعتمادبه‌نفسی که…
صحراییان: قاعدتاً با یک نفر، دو نفر که سر و کار نداشته.
رییسی: پیام جان من هر جا رو اشتباه میگم شما اصطلاحش کن، بلندی صداش نشونه ای از اعتمادبه‌نفسش بود؟
بهرام پور: خب ببین نگاه کنید الآن دو تا بحثه، یکی بلندی صداست، یکی واضح صحبت کردن. یک قسمتی از واضح صحبت کردن میشه بلندی صدا؛ یعنی بلندی صدا مهمه اما اگر بیش‌ازحد بلند صحبت کنید، اتفاقاً بده. من یکی از کارهایی که انجام میدم توی دوره تربیت مدرس حرفه‌ای، آموزش میدیم که چطور مدرس حرفه‌ای باشن. دوره‌ای به اسم استادیه. یکی از دوستان بود یک صدایی داشت وقتی می‌گفت سلام، همه برمی‌گشتن ببین این صدا چیه، این صدا بده اتفاقاً، بیش‌ازحد بلنده، یک استانداردی باید وجود داشته باشه. اون استاندارم مشخصه. یک کوچولو بلندتر از میانگین.
رییسی: واسه سخنران؟
بهرام پور: واسه کسی که صحبت می‌کنی …شما وقتی توی مهمونی هستید و دارید صحبت می‌کنید… اصلاً مهمونی چرا… وقتی همه دارن خودشون رو داران معرفی می کنن، یک کوچولو از میانگین جمع بلندتر صحبت کنیم. یک کوچولو نه خیلی؛ که اون ریتم اونجا هم حفظ بشه. یک موقع همه دارن اروم صحبت می کنن؛ مثلاً یک مهمونی شام خیلی آرومیه. خب همه اینطورین شما یک کمی بلندتر نه اینکه فریاد بزنید. یک موقع هست نه صداها بلنده نه شما یکم بلندتر…می‌بینید یک کوچولو بلندتر خوبه. حالا یک تمرین بگم برای اینکه حنجرمون یک خورده عادت بکنه، تمرین بلند خوانی هست. یک کتابی برمی‌دارم…هر کتابی دوست دارم… یک صفحه رو با صدای بلند نزدیک به داد زن باید بخونم…کسی هم نبینه چون ببینن یکی داره کتاب رو داد میزنه و میخونه نگران میشن یک مقدار. حالش این بنده خدا… . این کار رو انجام میدم… یک صفحه رو برمی‌دارم و میخونم تا حد فریاد زن تا قبل از اینکه حنجره‌اشون در بیاد؛ و به‌مرور مقدار این‌رو زیاد می کنن. کسی بتونه ۵ دقیقه بلند خوانی رو با صدای بلند انجام بده بدون اینکه حنجره‌اش درد بگیره بعد از گذر زمان؛ یعنی به‌اندازه کافی صداش بلند هست و این درسته.
رییسی: زمانش مشخصه پیام؟ یعنی چند روز تو هفته؟
بهرام پور:  هرروز بهتره این تمرین انجام بشه تا زمانی که بتونه ۵ دقیقه با صدای بلند صحبت کنه بدون اینکه صدا خسته یعنی گلودرد بگیره یا حنجره‌اش اذیت بشه. خب این به‌مرور باید زیاد بشه دیگه. ممکنه دو ماه، سه ماه وقت ببره بعد کی میتونه تمرین رو ول کنه؟ زمانی که دائماً در حال صحبته توی زندگیش…دیگه این تمرین عملاً ادامه پیدا می کنه به خاطر بلندی صدا.
رییسی: خب، بهترین جا هم واسه این کار، محیط کارگاهه.
بهرام پور: بسیار عالی، اما نکته بعدی پس این شد تمرین اول بلندی صدا نکته دوم میشه برد صدا یا وضوح صدا ببینید من الآن دو مدل رو براتون صحبت می‌کنم با همین بلندی یکسان. اولی رو ببینید چقدر شل‌وول و بی انرژی و برد صدای کمه، دومی چقدر زیاده.

این مدل اوله، من دارم با این بلندی صدا صحبت می‌کنم. دهنم رو درست باز و بسته نمی‌کنم

اما این مدل مدل دوم هست. دهنم و لب هام رو دارم کامل باز و بسته می‌کنم.

بلندی صدام فرق کرد؟ بلندی یکی بود ولی وضوح صدا و اون اعتمادبه‌نفسی که تو صدای من می‌بینید یک دنیا فرق می کنه. یک قسمت عمده‌ای از صحبت کردنه درست، درست باز و بسته شدن دهانه که اکثراً ما درست باز و بسته‌اش نمی‌کنیم یعنی این تنبلی تو باز و بسته کردن دهان وجود داره، همه‌جا هم هست. به‌عنوان‌مثال، من خودم شمالی هستم. ما شمالی‌ها بخوایم بگیم ۱۰۰ درصد چی میگیم؟

رییسی:  ۱۰۰ درصد!
بهرام پور: نه دیگه، ببینید فک و دهان و دندون همه چسبیده به هم. صِد دِر صِد. هیچی تکون نمی خوره. خب و خیلی جاها مثلاً شیراز کارگاه داشتم و می‌گفتم دهان باید کامل باز و بسته بشه. بعد یکی گفت:

کاکو سی تو ایطو خوبه (برادرم، صحبت کردن این‌طوری خوبه؟)

یعنی دهان اصلاً باز نمی‌شد؛ و حالا تو همه‌جا. میایم تو جنوب، این‌قدر باانرژی و تند صحبت می‌کنند که دهان اصلاً فرصت باز و بسته شدن پیدا نمی کنه؛ یعنی تقریباًهمه‌جا ما این ضعف رو داریم.

رییسی: تمرینی داریم پیام؟
بهرام پور: دقیقاً، یک تمرینی که من میخوام انجام بدم و مطمئن باشید عالی جواب میده، تمرین خودکار هست. خیلی خنده داره. این‌قدر ساده و خنده داره که یک عده جدی نمی گیرنش ولی بسیار مهمه.

روزی ۵ دقیقه یک خودکار رو می‌گذارم بین دندون، بین دو تا دندون، انتهای خودکار فقط بین دو تا دندون باشه؛ و روزانه همین‌طوری که من الآن صحبت کردم، ۵ دقیقه، صحبت کنم. این کمک می کنه که عضلات دهان درگیر بشه و اوایلش هم خسته می شن. بعد دهان کامل باز و بسته میشه بعداً بینن چه اثری داره. لازم نیست فریاد بزنیم. لازمه که اون اعتماد به نفسه منتقل بشه به‌واسطه کامل باز و بسته شدن دهان. فکر می‌کنم که این دو تا تمرین یعنی بلند خوانی و باز و بسته شدن دهان به‌صورت کامل به‌اندازه کافی، کافی باشه که ما از بحث صدا عبور بکنیم. حالا اگر دوستان دوست داشتن میتونن فن بیان ما رو تهیه بکنن یا تو کارگاه فن بیان شرکت بکنن بیشتر بدونن ولی این دو تا به‌اندازه اون حداقل‌ها کافی هست که دیگه مشکل‌آفرین نباشه؛ اما تمرینات خیلی زیادی هست: تمرینات افزایش حجم تنفسی، افزایش برد، افزایش لحن، اینکه چطور لحن بهتری داشته باشیم که حالا نمیخوایم از موضوع پروژه خیلی دور بشیم ولی فکر می‌کنم این دو موضوع یعنی تو فایل اول و دوم تونستیم پرونده صدا رو به‌جای قابل قبولی برسونیم.

صحراییان: خب دوستان می تونن توی همون فایلی که توی سایتم قرار می‌دهیم، اگر توضیحات خاصی داشته باشن یا سؤالی داشته باشن بنویسن ما حتماً پاسخ میدیم.
بهرام پور: بسیار عالی، سپاسگزارم از شما، خب پس این جمع‌بندی و امیدوارم که توی فایل‌های بعدی رادیو پروژه، موضوعات کاربردی‌تری رو هم مطرح بکنیم.
صحراییان: مرسی
رییسی: مرسی، خداحافظ.
0 0 votes
امتیازدهی به مقاله
عضویت
مطلع شدن از
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments