قانون پارکینسون
قانون پارکینسون بلای جان مدیریت پروژه
اسفند 4, 1394
مدیر پروژه با پست نگهبانی
مدیر پروژه با پست نگهبانی در سازمان وظیفه‌ای
اسفند 4, 1394
نمایش همه

مدیریت پروژه: علم بهتر است یا هنر

مقدمه

پروژه در فیلدهای متفاوتی تعریف می‌گردد، مدیریت یک پروژه ساختمانی چندطبقه، مدیریت احداث یک کارخانه سیمان، مدیریت طرح توسعه یک خط تولید صنعتی و درنهایت مدیریت یک پلنت نفتی، همه و همه فارغ از وزن و مبلغ پروژه، تک دیسیپلین یا چند دیسیپلینی آن، ساده یا مگا پروژه بودن آن، به شخصی واجد صلاحیت جهت تصدی پست مدیریت پروژه نیازمند هستند، اما آنچه از آن با عنوان «واجد صلاحیت» یاد می‌گردد، واژه‌ای کلی است که نکات و سؤالات مهمی پیرامون آن مطرح می‌گردد:

  • آیا تمامی این نفرات برای تصدی این پست نیاز به تخصص مشخص و یکسانی دارند؟
  • چه نکاتی از مشخصات این افراد به‌عنوان آیتم‌های یکتا در بین همه آن‌ها شناخته می‌شود؟
  • وجه ارتباط تخصص فنی مدیر پروژه و فیلد پروژه چگونه است؟
  • آیا الگوی ثابتی برای شناسایی و واگذاری پست مدیریت پروژه به این نفرات وجود دارد؟

برای یافتن پاسخ سؤالات فوق نیاز داریم میز تحلیل خود را کمی بالاتر قرار داده و از دیدی کلان به موضوع بنگریم. تمامی ویژگی‌های مدیران پروژه را به دو بخش کلی می‌توان تقسیم‌بندی نمود

  • شاخص علم و تخصص مدیر پروژه (Science)
  • شاخص هنر و کاریزمای مدیر پروژه (Art)
علم بهتر است یا هنر

شاخص مدیر پروژه

علم مدیر پروژه

این شاخص تخصص و به‌عبارت‌دیگر تحصیلات مدیر پروژه و هم‌جنس بودن آن با فیلد پروژه را بیان می‌نماید (باید و نبایدها در این خصوص- هم‌خوانی تخصص مدیر پروژه با فیلد پروژه- را در انتها عنوان می‌گردد)؛ به‌عنوان‌مثال در پروژه‌های سیویل ساختمانی، مدرک مهندسی عمران یا معماری- در پروژه‌های صنعتی مهندس مکانیک یا صنایع- در پروژه‌های نفتی مهندس متالورژی یا مکانیک و صنایع، در این شاخص از ویژگی‌های مدیر پروژه علم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه – علم ماشین‌آلات و تجهیزات و … را نیز جای می‌دهیم. این تخصص می‌تواند حسب فیلد پروژه تغییر نماید و نمی‌توان از تمامی مدیران پروژه که قرار است این پست را تصدی نمایند توقع بار علمی آن به‌صورت کامل را داشته باشیم؛ اما بایستی یک مدیر پروژه حداقل دانشی حتی سطحی از علم ماشین‌آلات و نیز مباحث برنامه‌ریزی و کنترل پروژه داشته باشد.

هنر مدیر پروژه

شاخص دوم از ویژگی‌های یک مدیر پروژه، هنر اوست. این ویژگی برخلاف بخش اول ذکرشده، بایستی تقریباً در بین تمامی مدیران پروژه به‌وضوح دیده شود. اجازه دهید در خصوص این ویژگی بیشتر توضیح دهیم. مدیر پروژه‌ای را در نظر بگیرید که تمامی مشخصات در بخش اول را دارا می‌باشد، آیا این شخص قابلیت تصدی این پست را دارد؟ بیایید سؤال معروف را دوباره مطرح کنیم

آیا یک مهندس قابلیت نشستن به روی صندلی مدیر پروژه را داراست؟

آیا به‌صرف داشتن تخصص در مباحث سیویل می‌توان مدیریت پروژه یک پروژه ساختمانی را پذیرفت؟

آیا به‌صرف داشتن تخصص در تجهیزات و لوله‌کشی و … می‌توان مدیریت پروژه صنعتی را پذیرفت؟

مطمئناً جواب مثبت نیست- حداقل می‌توان عنوان نمود که شرط لازم و کافی نیست، اما جواب آن چیست؟ به‌عبارت‌دیگر چه شاخصه‌ای بایستی با علم و تخصص مدیر ادغام شود که به‌عنوان شرط کافی (در کنار شرط لازم) برای پذیرفتن پست سازمانی مدیریت پروژه احتساب گردد. آری!!! این شاخصه هنر مدیریت پروژه است. کاریزمای مدیر، هنر راهبری مدیر، هنر ایجاد انگیزش در میان نیروی انسانی سازمان پروژه و … تمامی آن موارد را تحت لوای هنر مدیر می‌شناسیم. مواردی که در هیچ دانشگاه و یا مکتبی و یا آموزشگاهی تدریس نمی‌گردد، این موارد تا حد زیادی قابل تحصیل نبوده و در قالب تجربه در پروژه در پست‌های مشابه قابل اکتساب می‌باشد. بیاید پروسه رسیدن به جایگاه مدیر پروژه را یک‌بار دیگر تکرار کنیم:

  1. دریافت تخصص و علم در فیلد پروژه
  2. دریافت تخصص (سطحی و یا مقدماتی) در علم ماشین‌آلات و تجهیزات و نیز برنامه‌ریزی و کنترل پروژه
  3. تجربه در پست‌های نزدیک به مدیریت پروژه، همانند هماهنگ‌کننده و با معاونت برنامه‌ریزی و کنترل پروژه
  4. دریافت علم و هنر برای دستیابی به پست مدیریت پروژه

علم بهتر است یا هنر

تا به اینجا درباره این دو شاخص صحبت کردیم، اما ببینیم برای یک مدیر پروژه، علم بهتر است و یا هنر، کدام‌یک از این شاخص‌ها در اولویت قرار می‌گیرند؛ به‌عبارت‌دیگر اگر قرار باشد برای پروژه‌ای مدیری انتخاب نماییم، اولویت را در کدام وجه از شاخصه‌های یک مدیر قرار می‌دهید؟

سازمان‌های سنتی (تقریباً می‌توان گفت تمام سازمان‌ها در حدود ۳ یا ۴ سال پیش) اولویت برای انتخاب مدیر برای پروژه‌های خود را شاخصه دوم قرار می‌دادند و کمتر کسی به شاخصه هنر یک مدیر توجه می‌نمود، اما در ظرف چند سال اخیر (آنچه از PMBOK نیز استنباط می‌گردد) بیش از هر چیزی به شاخص دوم بها می‌دهند و در اکثر مواقع (و در دیدی بسیار مدرن) پا را فراتر گذاشته عنوان می‌دارند که هیچ لزومی برای هم‌خوانی تخصص مدیر یک پروژه با فیلد پروژه ندارد.

به‌عبارت‌دیگر حتی می‌توان گفت از عدم همخوانی تخصص یک مدیر به فیلد پروژه‌ای که قرار است در آن فعالیت نماید استقبال نیز می‌گردد. دلایل بابت مزیت و معایب این الگوی فکری بسیار زیاد است. مطمئناً در مقاله‌ای دیگر تمامی این دلایل را به چالش کشیده و از آن سخت خواهیم گفت.

 

مطالب مرتبط:

  • مدیریت پروژه سنتی و تناقض آن با حوزه دانش مدیریت نیروی انسانی PMBOK
  • کاریزمای مدیرپروژه چیست
  • فرق مدیر پروژه و هماهنگ کننده و ایفای نقش آن در راهبرد پروژه

دانلود فایل

با زدن دکمه بالا پنجره ای باز می شود که آدرس ایمیل شما را می گیرد. به محض وارد نمودن اطلاعات، فایل مزبور برای شما ایمیل می شود.

0 0 votes
امتیازدهی به مقاله
عضویت
مطلع شدن از
guest
1 دیدگاه
قدیمی ترین
جدیدترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments
حمید مدنی
6 سال قبل

بسیار عالی بود