فهرست مطالب این صفحه:
جریان نقدینگی پروژه – نکات کلیدی تهیه و تنظیم
جریان نقدینگی پروژه که مقدمات تهیه آن در مقاله قبل توضیح داده شد، مبحثی است که میتواند بنا به دلایلی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد بسیار حساس و تأثیرگذار باشد. این نمودار بعضاً یکصفحهای، قادر است مسیر ادامه راه سازمان را برای انجام کارهای پروژه، روشن نماید. اهمیت جریان نقدینگی پروژه در مقاطعی از طول عمر پروژه آنقدر مهم میشود که حتی در تصمیم مدیران ارشد سازمان برای تعطیلی، هولد کردن، تسریع در انجام کار پروژه تأثیر شایانی داشته و همین بس که با تعطیلی یک پروژه بسته به ابعاد پروژه چه بسا نفرات زیادی بیکار خواهند شد. پیشنهاد میکنم درصورتیکه هنوز موفق به مطالعه مقاله قبلی با عنوان «جریان نقدینگی دغدغه همیشگی مدیر پروژه» نشدهاید، قبل از مطالعه ادامه مطالب آن را حتماً مطالعه کنید.
دلیل اهمیت جریان نقدینگی پروژه
مباحث مالی یکی از مسائلی است که در پروژهها با حساسیت بالایی پیگیری میشود. یادمان باشد یکی از روشهایی فوق العاده موثر برای درک بهتر مخاطبین نسبت به یک موضوع خاص، ملموس نمودن آن است.
تجربه ثابت کرده در پروژهها، یکی از بهترین روشهای ملموس نمودن اطلاعات، تبدیل نمودن آن به سرفصلهای مالی است.
با این دید واضح است که وقتی جریان نقدینگی پروژه را تهیه میکنید چون اطلاعات آن از جنس پول است همه نسبت به آن حس داشته و طبیعی است که بیشتر از دیگر مباحث پروژه موردتوجه قرار گیرد. علاوه بر این موضوع باید این نکته را اضافه نمود که برای تهیه نمودار جریان نقدینگی پروژه باید از اطلاعات دیگر واحدها شامل مالی، دفتر فنی، ماشینآلات و … استفاده کرد تا بتوان نمودار دقیقتری را ارائه نمود.
بهطور خلاصه باید عنوان نمود که
- ماهیت پیشبینی اطلاعات جریان نقدینگی پروژه
- وابستگی به تعداد زیاد واحد سازمانی
- و ملموس بودن اطلاعات ارائهشده به خاطر مباحث مالی
باعث گردیده که جریان نقدینگی پروژه از حساسیت بالایی برخوردار گردد.
در نظر گرفتن مرجع واحد برای هزینه و درآمد
موضوعی که در این مقاله بر روی آن تمرکز میشود، قسمت پیشبینی جریان نقدینگی پروژه چه از نوع درآمد چه از نوع هزینه است؛ اما قبل از پرداختن به این مقوله، باید اشاره نمود که یکی از نکات اساسی در تهیه جریان نقدینگی پروژه، مقایسه صحیح ردیفهای هزینه با ردیفهای درآمد است. بهبیاندیگر محاسبات مربوط به محل دخلوخرج هزینه درآمد از یک مرجع واحد صورت گیرد و به عبارت سادهتر چقدر پول از جیب آن مرجع خارج و چقدر به آن وارد میشود. بهعنوانمثال اگر دفتر مرکزی را مرجع واحد هزینه درآمد قرار دهیم، دفتر مرکزی چقدر درآمد و چقدر هزینه برای آن پروژه بخصوص در سرفصل هزینه درآمد خود قرار میدهد. برای شفاف شدن موضوع به این مثال که در درآمد از نوع صورتوضعیت است، توجه کنید.
- از مبالغ صورتوضعیتی که در ردیفهای درآمد پروژه قرار میگیرد چقدر کسر میشود؟
- سود سازمان که در زمان مناقصه برای آن پروژه در نظر گرفتهشده، به چه میزان کم میشود؟
- اگر قبلاً سازمان پولی را در اختیار آن پروژه قرار داده است آیا در صورتوضعیتها از آن کسر مینماید و با چه درصدی؟
- آیا ماشینآلاتی را که سازمان در اختیار پروژه قرار داده است، بهعنوان اجاره از حساب صورتوضعیت کسر میگردد؟
- کسورات قانونی شامل بیمه، مالیات، پیشپرداخت، حسن انجام کار، حسن انجام تعهدات و … به چه میزان کسر میگردد
- آیا راهکاری وجود دارد که حسن انجام کاری که کارفرما پس از اختتام پروژه بازمیگرداند، زودتر به حساب پروژه بازگردانده شود.
وقتی عنوان میشود مرجع یکسان باشد شاید خیلی این مقوله شفاف نباشد. برای روشن شدن موضوع فرض کنیم که در مثال فوق مرجع از دفتر مرکزی به کارگاه تغییر یابد. یکی از تغییراتی که صورت میگیرد این است که باید ببینیم چه مبلغی از خالص صورتوضعیتهای تائید شده (مبلغ صورتوضعیت تائید شده منهای کسوراتی که به آن تعلق میگیرد) به کارگاه تخصیص مییابد (در خیلی از مواقع مبلغی که بهعنوان صورتوضعیت خالص در نظر گرفته میشود به حساب کارگاه واریز نمیشود).
بدیهی است موارد فوق بسیار گسترده بوده و بسته به هر پروژه، گزینههای دیگری به لیست فوق اضافه شود. تنها هدف لیست یادشده این است که درآمدهای ناخالص پروژه را بهصورت خالص (در جایگاه سازمان مرکزی) محاسبه نماییم.
اما همانطور که محل درآمد را سازمان دفتر مرکزی تعریف نمودیم محل هزینه نیز باید سازمان دفتر مرکزی باشد. به مثالهای زیر توجه کنید
- استهلاک ماشینآلاتی که سازمان در اختیار پروژه قرار داده است به چه نحوه با حساب پروژه تواتر میگردد.
- خریدهایی که در دفتر مرکزی انجام میشود چطور در حساب پروژه قرار میگیرد.
- آخرین حقوق نفرات کارگاه چه زمانی پرداخت شده است و برنامه پرداخت حقوق کارگاه چطور است؟
- چه بخشی از هزینههای بالاسری دفتر مرکزی به این پروژه اختصاص مییابد؟
- آیا کل هزینههای مهندسی ارزش که در پروژه پیادهسازی شده باید در حساب پروژه قرار گیرد یا بخشی از آن؟
دوباره تأکید میکنم که موارد فوق تنها بخشی از سرفصلهای هزینهای هر پروژه است و بسته به ماهیت پروژه این موارد کموزیاد میشود.
این قاعده را فراموش نکنیم که محل پرداخت هزینه و دریافت درآمد باید از یک مرجع و یک گلوگاه باشد. با این قاعده کلی، خیلی از موارد هزینه درآمد که مشکوک بوده و نحوه تعامل آن در محاسبات جریان نقدینگی را نمیدانیم، بهراحتی تعیین تکلیف میشود. بهعنوان مثالی دیگر (همچنان فرض میکنیم که مرجع محاسبه دفتر مرکزی است)، هزینههای کارگاهی که محاسبه میشود معمولاً پس از گذشت 15 روز تا یک ماه در حساب بدهی پروژه قرار میگیرد و این در حالی است که درآمد ناشی از کارکرد همان دوره، ممکن است به دلیل فرایندی که برای تائید صورتوضعیت وجود دارد، دو ماه طول بکشد. چون مرجع ما دفتر مرکزی است و یک گلوگاه برای محاسبه هزینه درآمد در نظر گرفتهایم، دقیقاً میدانیم که هزینه درآمد مثال فوق را در چه مقطع زمانی به حساب پروژه وارد نماییم. اگر مرجع را یکسان در نظر نگیریم، صورتوضعیت کارکرد مردادماه را در مرداد و هزینههای مردادماه را در مردادماه در نظر میگیریم که اشتباه است. مطابق مثال فوق باید درآمد مردادماه را در مهرماه (دو ماه بعد) و هزینههای آن را در شهریورماه (یک ماه بعد) محاسبه نماییم.
اجتناب از محاسبات مجدد
یکی دیگر از نکات کلیدی برای محاسبه هزینه درآمد توجه به آیتمهایی است که بهصورت کاملاً مخفیانه دو بار محاسبه میشوند. بهعنوانمثال طبق برآورد شما پیشبینی میکنید که کل هزینه حقوق کارگاه در ماه آینده A میلیون است. قاعدتاً این مبلغ هم شامل هزینه نیروهای مستقیم (نیروهایی که بهصورت مستقیم بر روی فرآیند انجام کار و پیشرفت پروژه تأثیرگذارند مثل نیروی امانی جوشکار در عملیات پایپینگ و نیروی امانی نصاب در سازه فلزی) و هم شامل هزینه نیروهای غیرمستقیم (نیروهایی که بهصورت مستقیم بر روی فرآیند انجام کار و پیشرفت پروژه تأثیرگذار نیستند مثل رئیس کارگاه، نیروهای دفتر فنی) است. از طرف دیگر پس از محاسبه هزینه جاری کارگاه در ماه آینده که مثلاً B میلیون میشود شما آن را در یک ضریب بالاسری ضرب میکنید که اگر در آن ضریب، علاوه بر هزینههای بالاسری کارگاه، هزینههای نیروهای غیرمستقیم نیز بهعنوان هزینههای بالاسری لحاظ شده باشد، عملاً هزینههای نیروی انسانی غیرمستقیم دو بار محاسبه میشود که اشتباه است.
مقطع زمانی برآورد
از نکات دیگر تهیه جریان نقدینگی پروژه، مقطع زمانی برآورد است. درصورتیکه مقطع زمانی، کل طول عمر پروژه است باید تمامی هزینه و درآمد پروژه بر اساس مرجعی که قبل توضیح داده شد، محاسبه گردد که مورد خاصی ندارد؛ اما اگر مقطع زمانی، کمتر از طول عمر پروژه است باید توجه نماییم که هم هزینه و هم درآمد محاسبهشده محدود به آن مدتزمان باشد. فرض کنیم که میخواهیم جریان نقدینگی پروژه را برای 6 ماه آینده محاسبه کنیم. هزینهای که در پایان 6 ماه بهحساب پروژه اضافه میکنیم باید با درآمدی که به ازای آن 6 ماه کارکرد، محاسبه میشود تطابق داشته باشد. به همین ترتیب اگر تعهداتی از قبل به هزینههای پروژه اضافه میکنیم باید صورتوضعیتهایی که قبلاً ارسال شده است نیز بهعنوان درآمد در نظر گرفته شود.
سخن پایانی
در این مقاله سعی شد چند نکته کلیدی در خصوص تهیه جریان نقدینگی ارائه شود. مجددا تاکید می گردد که نوشتن تکتک آیتمهایی که بر هزینه درآمد پروژه تأثیرگذار است امکانپذیر نیست چون عملاً ماهیت هر پروژه با پروژه دیگر متفاوت بوده و فقط بر روی نکاتی که به نظر نگارنده از اهمیت ویژه ای برخوردار است ارئه گردیده است. در مقاله ای دیگر سعی می شود روش هایی که برای تهیه جریان نقدینگی بکار گرفته می شود، ارائه شود.
دوستانی که نقطه نظر دیگری برای تهیه جریان نقدینگی دارند، در همینجا نظراتشون رو ثبت کنند تا همگی از آن استفاده کنیم.
بعد از آماده سازی و با زدن دکمه بالا، پنجره ای باز می شود که آدرس ایمیل شما را می گیرد. به محض وارد نمودن اطلاعات، فایل مزبور برای شما ایمیل خواهد شد.
ارسال لینک دانلود
"(ضروری)" قسمتهای مورد نیاز را نشان می دهد
[…] های همیشگی در تهیه این مستند مهم در پروژه است. اگر در تهیه و تدوین آن به اندازه کافی هوشمند نباشیم می تواند ما را دچار […]